مهر ۰۱
حسین استهدادی
دبیر خبر | ۱۳ بهمن ۱۳۹۸

تکامل راهبرد ناتو در قبال جنگ سایبری؛ دلایل، ابعاد و مؤلفه ها

تکامل راهبرد ناتو در قبال جنگ سایبری؛ دلایل، ابعاد و مؤلفه ها

امروزه با توجه به تحولات صورت گرفته در سطح جهان و به خصوص انقلاب اطلاعات و ارتباطات، تهديدات فضاي سايبر و به خصوص «جنگ سايبري» ازجمله مهم ترين مصاديق» جنگهاي جديد» محسوب مي‌شوند. گستردگي و همچنين جدي بودن اين نوع جنگ در سطحي است که تقريباً تمام کشورهاي حوزه سايبر را به‌عنوان حوزهاي امنيتي و حتي گاه نظامي در نظر مي‌گيرند و ساختارها و مراکزي را براي مقابله با تهديدات و خطرات اين حوزه ايجاد کرده‌اند. در اين زمينه مي‌توان به کشورهايي همچون آمريکا، رژيم صهيونيستي و کشورهاي اروپاي غربي اشاره نمود که از سه دهه پيش، عملاً نگاهي امنيتي به فضاي سايبري داشته و اولين واحدها و مراکز فعال در زمينه جنگ سايبري را ايجاد نموده‌اند.

زمينه‌ها و دلايل تدوين راهبرد سايبري ناتو

ناتو از سال 2006 در حوزه سايبر فعال شد و به شکلي موضوع تهديدات سايبري را در دستور جلسات رسمي خود وارد کرد. آنچه بر اساس دلايل و شواهد موجود مي‌توان گفت، اين است که مهمترين دلايل ورود مباحث سايبري در دستور جلسه ناتو، نگراني شديد اعضا از تهديدات سايبري و به‌خصوص ماهيت متفاوت آن و درعين حال، مصاديقي چون حملات سايبري روسيه و چين است. اين نگراني ها زماني به اوج خود رسيد که مشخص شد بهرغم پيشگامي کشورهاي غربي عضو ناتو و به‌خصوص آمريکا در حوزه سايبري، همين کشورها جزو آسيب‌پذيرترين کشورهاي سايبري جهان هستند. در ادامه، مهم‌ترين دلايل تدوين و تکامل راهبرد سايبري ناتو مورد بحث قرار مي‌گيرد.

  1. آسيب پذيري کشورهاي عضو ناتو 

    واقعيت اين است که کشورهاي عضو ناتو به‌رغم پيشرفته بودن در حوزه سايبري، جزو کشورهاي آسيب‌پذير در اين حوزه محسوب مي‌شوند. چندين دليل در اين زمينه قابل‌شناسايي است. اولين مورد به ماهيت متفاوت جنگ سايبري در مقايسه با جنگ‌هاي نظامي و کلاسيک برمي‌گردد. ازاينرو، به دليل ماهيت متفاوت فضاي سايبر، امکان بازدارندگي و انجام اقدامات پدافندي در اين حوزه، حتي براي پيشرفته‌ترين کشورهاي جهان ميسر نيست. بر اين اساس، در شرايطي که کشورهاي ناتو به‌واسطه قدرت نظامي متعارف و غيرمتعارف گسترده خود، عملاً احساس امنيت نظامي دارند، اما چنين احساسي در حوزه سايبر براي آنها وجود ندارد. موضوع دوم به گستردگي استفاده از اينترنت و فضاي سايبر در کشورهاي غربي عضو ناتو برمي‌گردد. به‌هرحال، کشورهاي عضو ناتو جزو پيشگامان استفاده از اينترنت و امکانات فضاي سايبر در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي و سطوح فردي و اجتماعي هستند. همين موضوع باعث شده تمامي مراکز و مؤسسات حياتي آنها به اهداف بالقوه تهديدات سايبري بدل شود.

    در اين زمينه مي‌توان به آمريکا به‌عنوان قدرتمندترين عضو ناتو و پيشرفته‌ترين کشور جهان در حوزه سايبري اشاره کرد که خود جزو آسيب‌پذيرترين کشورهاي جهان در حوزه سايبر به‌حساب مي‌آيد. لازم به اشاره است که در گزارش سال 2013 « مرکز اطلاعات ملي آمريکا» تحت عنوان «گزارش سالانه ارزيابي تهديدات جهاني عليه آمريکا» بر تهديدات سايبري تأکيد جدي شده است. در اين گزارش، براي اولين بار تهديدات سايبري به‌عنوان مهم‌ترين تهديد عليه منافع آمريکا ارزيابي شده‌اند. اين در شرايطي است که در سال‌هاي قبل، تروريسم به‌عنوان مهم‌ترين تهديد عليه منافع و امنيت آمريکا ارزيابي ميشد. همچنين مي‌توان به «راهبرد سايبري وزارت دفاع» در سال 2015 اشاره کرد که در آن تأکيد بر آسيب‌پذيري سايبري، يکي از مهم‌ترين محورهاي گزارش است. در اين گزارش که توسط «اشتون کارتر» وزير  وقت دفاع آمريکا ارائه شده، مهم‌ترين تهديد عليه آمريکا تهديدات سايبري و مهم‌ترين مشکل موضوع آسيب‌پذيري گسترده عنوان شده است.

    درنهايت بايد به اين نکته اشاره شود که تأکيد و اذعان دولت آمريکا به سطح بالاي آسيب‌پذيري سايبري، خود گوياي ميزان و عمق آسيب‌پذيري ساير کشورهاي عضو ناتو است که در اين حوزه از آمريکا عقب‌تر هستند. بر اين اساس، مي‌توان گفت عملاً بسياري از کشورهاي جهان آمادگي، ظرفيت و حتي گاهي آگاهي لازم را در ارتباط با تهديدات سايبري و آسيب‌پذيري‌هاي خود ندارند. اين موضوع را مي‌توان در جنگ‌هاي سايبري چند سال گذشته کاملاً مشاهده کرد که طي آنها، مهاجمان به‌آساني توانستند به اهداف خود دست يابند. اين موضوع در شرايطي بود که کشورهاي موردتهاجم عملاً بعد از تهاجم و تنها بر اساس آسيب‌هاي واردشده متوجه شدند که موردتهاجم سايبري قرار گرفته‌اند. درنتيجه اين شرايط، کشورهاي عضو ناتو به رهبري آمريکا، تلاش جدي در قالب ناتو براي مقابله با تهديدات سايبري را يکي از راهکارهاي تقويت خود در برابر تهديدات ارزيابي مي‌کنند. اين موضوعي است که در تک تک اسناد رسمي ناتو و همچنين گزارش‌هاي امنيتي و اطلاعاتي آمريکا بدان تأکيد شده است. به‌عنوان نمونه در راهبرد سايبري وزارت دفاع آمريکا، به‌وضوح بيان شده که وزارت دفاع دولت آمريکا بايد به دنبال ايجاد ائتلاف بين‌المللي در قالب ناتو براي ايجاد «بازدارندگي سايبري» باشد. هدف از اين کار، ايجاد جبهه‌اي قدرتمند و مسلط در حوزه سايبري است تا هيچ بازيگري به خود اجازه هجوم سايبري به کشورهاي غربي و متحدان آنها را ندهد و يا در غير اين صورت، با پيامدهاي ويرانگري مواجه شود.

  2. تهديدات سايبري روسيه و چين 

    تهديدات و حملات سايبري روسيه عليه کشورهاي اروپايي، يکي ديگر از دلايل تمرکز ناتو بر حوزه سايبر محسوب مي‌شود. اين موضوعي است که مي‌توان به شکل کاملاً مشخصي تأثيرگذاري آن را درروند تکامل راهبرد سايبري ناتو مشاهده کرد. به‌عنوان نمونه، مقامات ناتو براي اولين بار در سال 2007 بر ضرورت تمرکز بر جنگ‌هاي سايبري تأکيد کردند. سال 2007 سالي است که در آن مراکز مدني و صنعتي استوني موردتهاجم حملات سايبري هکرهاي روسي قرار گرفتند . به دنبال اين حملات، مقامات و سران ناتو خواهان ورود بحث جنگ‌هاي سايبري به دستور جلسه سران ناتو شدند. آنها با تأکيد بر نگراني‌هاي جدي در زمينه جنگ سايبري، خواهان آن شدند که کارگروه‌هايي براي درک عميق‌تر و بهتر اين فضا آماده شوند تا با ارائه پيشنهادهايي، زمينه‌هاي لازم براي ورود ناتو به عرصه امنيت سايبري فراهم شود.  بر اين مبنا، اصولاً حمله روسيه به استوني را مي‌توان آغازي بر فعاليت‌هاي ناتو در حوزه سايبر در نظر گرفت.

    به دنبال اين موضوع، در سال 2008 تأسيسات و مراکز حياتي گرجستان هدف حملات سايبري روسيه قرار گرفت. اين امر باعث شد مقامات ناتو فراتر از موضع قبلي از ضرورت تدوين «سياست دفاع سايبري ناتو» صحبت کنند.  همچنين، مقامات و سران ناتو خواهان آن شدند که امنيت سايبري به وظايف پيمان اضافه شود تا ناتو عملاً بتواند از مراکز حياتي خود و اعضا در مقابل حملات سايبري دفاع کند. تحت تأثير اين نگراني‌ها و چندين سال کار تحقيقاتي و سياست ناتو در زمينه دفاع گروهي، در سال 2011 سند راهبردي ناتو در زمينه دفاع سايبري با عنوان «سياست ناتو در دفاع سايبري» آماده شد و به تصويب اعضا رسيد. بر اساس مفاد اين سند، دفاع سايبري به وظايف ناتو اضافه شد و اين سازمان اجازه يافت در حوزه سايبري از خود و اعضا در مقابل سايرين دفاع کند. درواقع در اين سند، تفسير وسعت داده شده از بند 5 اساسنامه پيمان صورت گرفت و ناتو تبديل به مرکزي براي همکاري گسترده اعضا در حوزه جنگ سايبري شد. به همين شکل و با توجه به اهميت موضوع، در اجلاس‌هاي بعدي نيز ازجمله در «اجلاس سران ناتو در ولز» تأکيدهاي گستردهاي بر جنگ سايبري صورت گرفت و اعضا اصول و محورهاي ديگري از راهبرد سايبري خود را مورد موافقت قرار دادند. شايان ذکر است که اجلاس ولز تحت تأثير دخالت‌هاي روسيه در اوکراين برگزار شد که طي آن نگراني از حملات روسيه به‌خصوص در حوزه سايبري، يکي از محورهاي جلسه بود.  با توجه به اين شرايط، ترديدي در اين زمينه نيست که نگراني روبه افزايش اعضاي ناتو از تهديدات سايبري رو به افزايش روسيه، يکي از دلايل اصلي تمرکز بر حوزه سايبري و تدوين و تکامل راهبرد سايبري ناتو بوده است.

    در کنار روسيه، تهديدات سايبري چين عليه کشورهاي غربي و به‌خصوص آمريکا، يکي ديگر از دلايل تدوين راهبرد سايبري ناتو محسوب مي‌شود. بر اساس گزارش‌هاي موجود، تهديدات سايبري چين عليه کشورهاي عضو ناتو ابعاد بسيار پيچيده‌تري به نسبت تهديدات روسيه دارد. ازجمله اينکه دولت آمريکا، چين را بزرگترين کشور فعال جهان در حوزه اقدامات خرابکارانه سايبري و به‌خصوص «جاسوسي صنعتي سايبري» معرفي مي‌کند. بر اساس برآوردهاي صورت گرفته، جاسوسي سايبري صنعتي چين ساليانه ميلياردها دلار براي کشورهاي غربي هزينه به دنبال دارد.

    افزون بر آن، اين امر پيامدهاي جدي براي شرکت‌هاي غربي در عرصه رقابت با شرکت‌هاي چيني به دنبال خواهد داشت. همچنين، آمريکا و کشورهاي اروپايي نگراني جدي از هکرهاي موردحمايت دولت چين دارند. اين هکرها تقريباً به تمام مراکز حياتي، اقتصادي، نظامي، صنعتي و مدني کشورهاي غربي حمله مي‌کنند و اطلاعات بسيار حياتي آنها را به سرقت مي‌برند. به‌عنوان نمونه، در يکي از حملات اخير هکرهاي چيني، اطلاعات 22 ميليون نفر از کارمندان، نظاميان و پيمانکاران دولت فدرال را به سرقت بردند. درنتيجه ، همين شرايط در راهبرد سايبري سال 2015 آمريکا تهديدات سايبري چين در کنار تهديد سايبري روسيه و برخي از ديگر کشورها ازجمله کره شمالي و ايران، مهم‌ترين تهديدات سايبري عليه منافع آمريکا و ساير کشورهاي غربي عنوان شده است.

تکامل راهبرد سايبري ناتو در مقابله با جنگ سايبري

راهبرد سايبري ناتو از سال 2007 مدام با توجه به شرايط و ديدگاه‌هاي کشورهاي عضو تغيير کرده است. مهم‌ترين تغيير در اين زمينه، پذيرش حمله سايبري در سطح حمله نظامي محسوب ميشود. در نتيجه اين تغيير، ناتو فضاي سايبري را به‌عنوان فضايي امنيتي و حتي نظامي در نظر گرفت و آن را مشمول « بند 5 اساسنامه» خود کرد.  البته، در مراحل اوليه اين امر با مخالفت‌هايي از سوي برخي اعضا مواجه شد؛ بااين‌حال درنهايت، در اجلاس سران ناتو در سال 2011 کشورهاي عضو، حملات سايبري را در حکم حمله نظامي ارزيابي کردند و درنتيجه، مجوز دفاع سايبري و نظامي، شامل استفاده از نيروي هوايي، دريايي و زميني را براي خود محفوظ داشتند. درواقع، اين همان چيزي است که مقامات ناتو از آن تحت عنوان «اصل دفاع مشترک  سايبري» ياد مي‌کنند که دربرگيرنده هرگونه اقدام لازم دفاعي در برابر تهاجمات سايبري است. شايان يادآوري است که در سطح ملي، اولين بار اين مقامات آمريکايي بودند که حملات سايبري را در حکم حمله نظامي برآورد کردند و عملاً حق دفاع مشروع براي خود، آن‌هم در سطح نظامي را در نظر گرفتند. بعدها نيز برخي ديگر از کشورها به همين حق استناد کردند و حتي روسيه اعلام کرد که حق توسل به هرگونه ابزار نظامي در برابر حملات سايبري را دارد. بااين‌حال، پيمان ناتو اولين پيمان نظامي در سطح جهان به‌حساب مي‌آيد که از چنين رويکرد و نگاهي به جنگ سايبري دفاع مي‌کند. مقامات ناتو همچنين در سلسله اسناد مختلف خود به‌ويژه در سند سياست ناتو در زمينه دفاع سايبري و همچنين  اعلاميه سران در شيکاگو مجموعه اصولي را براي مقابله با جنگ سايبري در نظر گرفتند که مطالعه آنها هم شناخت از راهبرد سايبري ناتو را عميقتر ميکند و هم نشان مي‌دهد اصل ابهام و پيچيدگي حرف اول را در فضاي سايبر مي‌زند. تأکيد اصلي اين اصول بر تشريک‌مساعي، همکاري گسترده و عميق و درعين‌حال همه‌جانبه اعضا با يکديگر قرار دارد که در ادامه، مهم‌ترين موارد آنها موردبررسي قرار مي‌گيرد.

 

  1. اولويت دفاع سايبري 

    يکي از مهم‌ترين محورهاي سند دفاع سايبري ناتو، تأکيد سران اين سازمان بر «اولويت دفاع سايبري» به‌عنوان يکي از اهداف و مأموريت‌هاي اصلي ناتو و همچنين کشورهاي عضو به شمار مي‌رود. بر اين اساس، در سند نهايي ذکرشده که دفاع سايبري در مقابله با هجوم خارجي بايد در اولويت تکتک کشورهاي عضو قرار گيرد و تمام اعضا بايد سرمايه‌گذاري‌هاي لازم در اين عرصه را جزو اولويت‌هاي ملي خود قرار دهند. ازجمله اينکه، همه کشورهاي عضو بايد راهبرد مشخصي در عرصه سايبري مدون سازند و بر اساس آن، مراکز و مؤسسات ملي خود را براي دفاع سايبري، فعال کنند. البته ناتو در تمام اين مراحل و در تدوين راهبرد کشورهاي عضو و همچنين، ايجاد مراکز فعال در زمينه دفاع سايبري، به‌تمامي کشورهاي عضو مشورت‌هاي لازم را مي‌دهد. هدف اصلي مقامات و سران ناتو در اين بخش آن است که مطمئن شوند همه اعضا موضوع جنگ سايبري را جدي گرفته‌اند و تنها براي دفاع به توان ناتو اکتفا نمي‌کنند.

  2. کمک به اعضا 

    يکي ديگر از اصول سند دفاع سايبري ناتو «کمک به کشورهاي عضو» در زمينه مقابله با حملات سايبري کشورها و عوامل دشمن است. بر اين اساس، ناتو وظيفه خود مي‌داند در تعامل با کشورهاي عضو، عملاً زمينه لازم براي همکاري و تعامل براي مقابله با حملات سايبري را آماده سازد و در هنگام تهاجم، با تمامي امکانات و ظرفيت به کمک کشور موردحمله بشتابد. البته  اين بدان معنا نيست که کشورها به شکل کامل وظيفه دفاع سايبري از مراکز و تأسيسات حياتي خود را به ناتو واگذار مي‌کنند. درواقع، وظيفه اصلي ناتو در زمينه دفاع سايبري بيشتر ماهيتي حمايتي و هماهنگ‌کننده دارد.  به‌عبارت‌ديگر، کشورهاي عضو بايد زير نظر ناتو امکانات، مراکز و نيروي انساني فعال خود در حوزه جنگ سايبري را آماده کنند.

    بنابراين، هدف اصلي ناتو بالا بردن توان کشورهاي عضو در مقابله با دفاع سايبري از طريق ارتقاي توان ملي آنها و همکاري همه جانبه است. با توجه به اين شرايط، مقامات و سران ناتو انتظار دارند کشورهاي عضو و همچنين مراکز فعال ناتو در زمينه دفاع سايبري، طي چند سال بتوانند کارايي خود را بهشدت ارتقا دهند و ناتو حائزکامل‌ترين و کارآمدترين سيستم دفاع سايبري در سطح جهان گردد. اين سيستم بايد توانايي لازم در مقابله با هرگونه تهاجم سايبري از سوي هر کشور و هر عاملي در سطح جهان را داشته باشد.

  3. همگرايي سامانه‌هاي دفاع سايبري

    « همگرايي دفاعي» يکي ديگر از اصول موردتوجه ناتو در عرصه جنگ سايبري محسوب مي‌شود. به تعبير ديگر، سران و مقامات ناتو کليد موفقيت خود در عرصه جنگ سايبري را در همگرايي سيستم دفاع سايبري خود و فراتر از آن در راهبرد، سياست و اقدامات مشترک و متحد سايبري ارزيابي مي‌کنند. در اين خصوص در اجلاس ليسبون در سال 2012، دفاع سايبري در «پروسه برنامهريزي دفاعي ناتو» ترکيب شد. پروسه برنامه‌ريزي دفاعي ناتو، مهمترين ابزار براي ايجاد همگرايي اعضا و ناتو در زمينه دفاع سايبري محسوب ميشود. در اين اجلاس همچنين نوآوري دفاع هوشمند ناتو به تصويب رسيد. اين نوآوري باهدف ارتقاي همکاري و هماهنگي مابين کشورهاي عضو در مواجهه و مقابله با تهديدات و حملات سايبري ايجاد شد.  درنهايت بايد به «گروه مشورتي صنعتي ناتو» اشاره کرد که باهدف همکاري ناتو با صنعت در زمينه دفاع سايبري، فعال است. همه اين موارد نشان مي‌دهد هدف نهايي ناتو اين است که کشورهاي عضو آن در تمام عرصه‌ها و ابعاد جنگ سايبري، همکاري و کار جمعي را در اولويت قرار دهند تا عملاً خلاقيت‌ها و موفقيت‌هاي ملي به شکل جمعي مورداستفاده همه قرار گيرد.

  4. همکاري در زمينه تحقيق و آموزش

     ناتو همچنين در زمينه تحقيق و آموزش در حوزه جنگ سايبري فعال است و «افزايش توانايي‌ها در زمينه آموزش و تمرين سايبري» را يکي از مهم‌ترين اصول راهبردي سايبري خود ميداند. مقامات و سران ناتو به‌خوبي بر اين امر واقف‌اند که مهمترين موضوع در عرصه جنگ سايبري، برتري تکنولوژيکي و پيشگامي در زمينه علم و آگاهي است. به تعبير ديگر، جنگ سايبري از جنگ‌هايي است که پيروزي و شکست در آن به‌شدت تحت تأثير برتري فناورانه قرار دارد. در اين زمينه، سران ناتو مراکز و  مؤسسات مختلفي در زمينه  تحقيق و توسعه سايبري ايجاد کرده‌اند که مهم‌ترين آنها «مرکز دفاع مشترک سايبري» است که در شهر تالين پايتخت کشور استوني قرار دارد. در اين مرکز، بهترين کارشناسان و پرسنل فعال در زمينه دفاع سايبري مشغول به تحقيق و توسعه و همچنين آموزش هستند. ناتو به کشورهاي عضو توصيه نموده همکاري‌هاي علمي و فني خود در زمينه جنگ سايبري را در اين مرکز متمرکز کنند. هدف نهايي از اين همکاري علمي و فني، ايجاد کامل‌ترين مرکز دفاع سايبري در سطح جهان توسط ناتو و همچنين ارتقاء توان تکتک کشورهاي عضو به شمار مي‌رود.

    مقامات و سران ناتو ارزش و اعتبار خاصي براي اين مرکز قائل‌اند و آن را مرکزي براي همکاري بين بهترين کارشناسان و نخبگان کشورهاي عضو در ارتباط با جنگ سايبري معرفي مي‌کنند.

  5. همکاري با ساير کشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي

    يکي ديگر از محورهايي که در سند دفاع سايبري بر روي آن تأکيد شده، موضوع «همکاري با شرکا» يعني ساير کشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي متحد با غرب است. يکي از اين سازمان‌هاي مهم، اتحاديه اروپا است. سران و مقامات ناتو بر اين باورند که گستردگي تهديدات در فضاي سايبر و همچنين فرامرزي و فرا منطقه‌ا‌ي بودن آنها، باعث شده ضرورت همکاري ميان کشورهاي متحد غربي افزايش يابد. بر اين اساس، بايد همکاري‌هاي عميق و جدي بين ناتو و ساير سازمان‌هاي غربي، به‌ويژه اتحاديه اروپا در همه زمينه‌ها و ابعاد صورت گيرد. اين همکاري‌ها بايد در حوزه پژوهش و آموزش مشترک سايبري، همکاري در زمينه پيشبيني، پيشگيري، دفاع و تهاجم سايبري و ساير ابعاد قابل همکاري باشد. به‌عبارت‌ديگر، ناتو خواهان همکاري با اتحاديه اروپا و ديگر سازمان‌هاي غربي در زمينه تدوين راهبرد، سياست و اقدامات مشترک سايبري است. افزون بر اين، در سند سايبري تأکيد شده که کشورهاي عضو ناتو بايد از طريق مراکز و نهادهاي ناتو، همکاري‌هايي در حوزه دفاع سايبري با ساير کشورهاي غير عضو داشته باشند. بر اين اساس، ناتو بايد تبديل به مرکزي براي همکاري‌هاي گسترده در ارتباط با جنگ سايبري بين کشورهاي عضو و ساير کشورها گردد.

  6. همکاري گسترده با بخش خصوصي و صنعت

    در سند نهايي ناتو «همکاري با صنعت» کشورهاي عضو، يکي از مهم‌ترين محورهاي تأثيرگذار در عرصه جنگ سايبري ارزيابي شده است. در اين سند بارها تأکيد شده که کليد موفقيت ناتو در دفاع از مراکز و تأسيسات حياتي خود و اعضا، در همکاري نزديک و همه‌جانبه با صنعت است. درواقع، يکي از محورهاي اصلي بحث اعضا در اجلاس ليسبون اين موضوع بود که چگونه ناتو مي‌تواند از صنعت براي کمک به کشورهاي عضو در مقابله با جنگ سايبري کمک گيرد. ناتو خواهان آن است که مراکز مشترکي با صنعت کشورهاي عضو داشته باشد تا بتواند با همکاري در حوزه‌هاي مختلف توانايي خود و کشورهاي عضو را  در دفاع سايبري و حوزه‌هايي چون تبادل اطلاعات، مديريت بحران، برنامه‌ريزي و اجرا ارتقا دهد.

    همان‌گونه که اشاره شد، در اين زمينه ناتو «گروه مشورتي صنعتي ناتو» را ايجاد کرد که وظيفه ايجاد ارتباط و همکاري ميان ناتو و بخش صنعت کشورهاي مختلف عضو را بر عهده بگيرد.

منبع: سایبربان

نظرات