بلایی که توهم چت جیپیتی به سر زبانهای بومی میآورد
به گزارش کارگروه فناوری اطلاعات سایبربان , در آزمایشگاههای پردازش زبان، کوهن با خروجیهای عجیب مدلهای پیشرفته مواجه شد که بیشتر شبیه به توهم بود تا ترجمه دقیق.او دریافت که مدلهای بزرگ زبانی مانند «جیپیتی» (GPT) در مواجهه با زبانهای کمکاربرد، نه تنها ناتوان عمل میکنند، بلکه با تولید محتوای فرهنگی غلط، تهدیدی برای میراث زبانی محسوب میشوند.هایلایت کردن کلمات بیمعنی توسط این محقق، نشان میداد که مغز دیجیتال جهان دچار نوعی سکته فرهنگی شده است و در درک لایههای عمیق زبانهای نادر ناتوان است.
مدلهای زبانی دچار سکته فرهنگی میشوند
ریشه این بحران به ۲۰ دسامبر ۲۰۲۲ و رونمایی مدل «چتجیپیتی» (ChatGPT) توسط شرکت «اپنایآی» (OpenAI) بازمیگردد.این ابزار که قرار بود انقلابی در ارتباطات ایجاد کند، واقعیت تلخ عدم توازن دادهها را عریان کرد. بیش از ۹۰ درصد از دادههای آموزشی این سیستمها به زبان انگلیسی بود که هوش مصنوعی را به موجودی تکبعدی تبدیل کرد.در سال ۲۰۲۰، «یونسکو» پیشبینی کرده بود که ۴۰ درصد از ۷۰۰۰ زبان زنده جهان در خطر انقراض هستند، اما ورود تکنولوژی به این انقراض شتاب دیجیتال بخشید. زبانهایی که صدای کمی در فضای آنلاین داشتند، به تدریج از الگوریتمهای زندگی روزمره حذف شدند.
سلطه انگلیسی به انقراض زبانها سرعت میبخشد
در میان این سکوت دیجیتال، صدایی از نیوزیلند شنیده شد که روایت را تغییر داد. جوامع بومی مائوری به جای تسلیم شدن به جریان انگلیسیزبان، تصمیم گرفتند قواعد بازی را عوض کنند.آنها در همکاری با کمیسیون زبان مائوری پروژهای را آغاز کردند که مرزهای سنتی و مدرن را در هم میشکست. پیرمردهای قبیله که به «کائوماتوآ» (Kaumātua) معروف هستند، روبروی میکروفونهای حساس نشستند و افسانههای کهن را زمزمه کردند. در کنار آنها، جوانان این امواج صوتی را به دادههای خام تبدیل کردند تا به مدلهای هوش مصنوعی آموزش دهند.
مائوریها برای نجات زبان خود قواعد بازی را تغییر میدهند
این حرکت در سپتامبر ۲۰۲۳ و با برگزاری کارگاههای تخصصی توسط «انجمن زبانشناسی محاسباتی» (ACL) با محوریت «هوش مصنوعی فراگیر» به اوج خود رسید.محققان و فعالان فرهنگی به این نتیجه رسیدند که مشکل، ناتوانی تکنولوژی نیست، بلکه کمبود دادههای اصیل است. آنها شروع به ساخت مدلهای زبانی کوچکتر و محلی کردند؛ مدلهایی که به جای بلعیدن اینترنت انگلیسی، با فرهنگ و لحن زبانهای بومی تغذیه میشدند.هوش مصنوعی که زمانی ابزاری برای یکسانسازی فرهنگی تهدید میشد، اکنون به شاگردی مطیع برای زبانهای بومی تبدیل شده بود.
پژوهشگران به سمت مدلهای محلی و فرهنگی میروند
امروز، وقتی یک نوجوان مائوری گوشی هوشمندش را برمیدارد، دیگر با سکوت روبرو نیست. او میتواند به زبان اجدادیاش با ماشین صحبت کند و پاسخی درست و فرهنگمند دریافت کند.این داستان، روایت شکست انسان در برابر ماشین نیست، بلکه گزارشی است از تسخیر تکنولوژی توسط اراده فرهنگی. دادههای دیجیتال در این مسیر جایگزین خاطرات انسانی نمیشوند، بلکه به حافظهای تبدیل میشوند برای تضمین بقای تنوع زبانی در قرن بیست و یکم.