فرار به جلو؛ استراتژی جدید آمریکا
مقدمه:
پس از هک کمیتهی ملی حزب دموکرات و به انتشار هزاران ایمیل به سرقت رفته در ویکی لیکس، کمپین هیلاری کلینتون و بسیاری از سیاستمداران آمریکا، انگشت اتهام را بهسوی کرملین نشانه رفته، قصد روسیه را مداخله درروند انتخابات ریاست جمهوری و کمک به انتخاب ترامپ دانستند.
این نوشتار، به بررسی دلایل احتمالی پوتین برای تمایل به تأثیرگذاری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، میپردازد. مقامات کاخ کرملین، میتوانند دلایل متعددی برای این کار داشته باشند. نگاه روسها به آمریکا، همواره با بدبینی و بیاعتمادی همراه بوده و پوتین معتقد است آمریکا از گذشتهی دور، در پی نفوذ در سیاست روسیه است. علاوه بر این، روسیه در پی کاهش اعتبار آمریکا در سطح بینالملل است که با برجسته کردن کاستیها و فساد سیاسی یکی از احزاب این کشور، این هدف تا حد زیادی محقق شد.
پوتین معتقد است آمریکا پیشازاین، دست به اقداماتی مشابه در روسیه زده است.

تا جایی که پوتین و حلقهی درونی دولت روسیه به خاطر دارند، این آمریکا بود که برای اولین بار پس از تصمیم پوتین مبنی بر بازگشت به ریاست جمهوری برای سومین بار، دست به مداخله در سیاست روسیه زد. در سالهای 2011-2012 عدهای از مردم روسیه در اعتراض به آنچه، تخلفات در انتخابات پارلمان و فقدان کاندید جایگزین پوتین در انتخابات ریاست جمهوری میدانستند، به خیابانها آمدند. پوتین آمریکا را مسئول اصلی این اتفاق دانست. وی آشکارا اعلام کرد هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجهی وقت آمریکا، به تحریک مردم روسیه میپردازد و حتی از آشوبهای خیابانی حمایت مالی میکند.
از دید مقامات روسیه، آمریکا دشمن سنتی این کشور است و از هر فرصتی برای تضعیف روسیه استفاده میکند. در جهانبینی روسی، اولین بار آلمان در جنگ جهانی اول و پسازآن ایالاتمتحده در طول جنگ سرد گوی سبقت را در مصاف با روسیه از این کشور ربودند و با استفاده از نقاط ضعف و آسیبپذیریها، در طول یک قرن، جامعهی روسیه را دو بار با فروپاشی _انقلاب کمونیستی و فروپاشی شوروی_ مواجه کردند.
درنتیجه، پوتین عقب راندن غرب و اطمینان از عدم تکرار وقایع مشابه را وظیفهی اولیهی خود میداند. دولت روسیه میخواهد تخصیص بودجه به مؤسسات اقتصادی و سیاسی خواهان تحول در این کشور، از سوی دولتهای غربی، متوقف شود. جلوگیری از ملاقات مقامات آمریکا با چهرهها و احزاب سیاسی مخالف دولت روسیه نیز از دیگر اهداف وی محسوب میشود. از دیدگاه پوتین، ترویج دموکراسی آمریکایی، فقط یک پوشش برای تغییر رژیم است.
پوتین به سبک «کا.گ.ب»، فکر و عمل میکند

پوتین پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در روسیه، افسر «کا.گ.ب»، آژانس اطلاعاتی شوروی، بوده است. تجربه کار در این سازمان، دیدگاه و عملکرد وی را تحت تأثیر قرار داده است. پوتین در توافقات خود با غرب، از منطق و دیدگاه یک مأمور مخفی بهره میبرد. همین امر سبب بروز احساس حضور در فضای توطئه آمیز برای وی میشود. استفادهی وی از ابزار اطلاعاتی و اتکا به عنصر غافلگیری تاکتیکی بهمنظور تأثیرگذاری حداکثری، از دیگر مصادیق نگاه اطلاعاتی او به مسائل سیاسی است.
ولادیمیر پوتین، همچنین بر مدیریت رسانهای تسلط کامل دارد. روسیه از گذشته، سابقهای طولانی در پروپاگاندا و جنگ اطلاعات دارد. علاوه بر این، پوتین در کنترل و مدیریت رسانه بسیار موفق عمل نموده است. وی در ابتدای دوران ریاست جمهوری خود، رسانه را وسیلهای برای حفظ منافع ملی اعلام کرد. کرملین، بهمنظور بهبود استراتژی رسانهای خود، شرکتهای روابط عمومی را به خدمت گرفته است.
شاید روسیه اطلاعات و مدارک کمیتهی ملی حزب دموکرات آمریکا را در اختیار ویکی لیکس قرار نداده باشد؛ اما انتشار گزیدهی ایمیلها در برههای که بیشترین توجه بینالمللی را جلب میکرد و منفیترین تأثیر ممکن را بر سیاست ایالاتمتحده داشت، نشانهی یک عملیات، برنامهریزیشدهی دقیق است و برای ولادیمیر پوتین که خود را در خط مقدم مبارزه برای افزایش نفوذ در آمریکا میداند، موفقیتی بزرگ محسوب میشود.
پوتین خواستار ریاست جمهوری تضعیفشده در آمریکا

گمانهزنیها حکایت از آن دارد که پوتین، دونالد ترامپ را فردی میداند که میتواند با روسیه تعامل سازنده داشته باشد. خصومت پوتین با هیلاری کلینتون نیز در حمایت پنهان وی از ترامپ مؤثر است. تحسین پوتین از سوی ترامپ بهعنوان رهبری قدرتمند، با نظر بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی آمریکا که به انتقاد از دولت روسیه میپردازند، در تضاد است و پوتین نیز اظهارنظر مشابهی در مورد ترامپ داشته است.
در مقابل، پوتین و مقامات روسیه در اظهارات رسمی و غیررسمی خود، دیدگاه منفی خود را نسبت به کلینتون اعلام نمودهاند. برای مثال، پوتین در مصاحبهای با تلویزیون فرانسه در سال 2014، وی کلینتون را به خاطر سخنانش درباره روسیه و پوتین به باد انتقاد گرفت و گفت: «بهتر است با زنان به جروبحث نپردازیم. اظهارات هرگز کلینتون برازنده نبوده است.»
طبق نظر تحلیل گران، پوتین توان تأثیرگذاری عمده بر روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را ندارد. کرملین تنها میتواند امیدوار باشد شخصی که به کاخ سفید راه مییابد، منافع روسیه را تا حد امکان تأمین نماید.
در حال حاضر، روسیه خواستار رفع تحریمهای غرب است که به خاطر تصرف شبهجزیرهی کریمه، علیه این کشور وضع شد. از سوی دیگر، روسیه امسال انتخابات پارلمانی خود را در پیش دارد و در سال 2018 نیز، انتخابات ریاست جمهوری این کشور برگزار خواهد شد و پیشبینیها حاکی از آن است که پوتین محبوبیت کافی برای حضور دوباره در انتخابات ریاست جمهوری را دارد. مقامات کرملین تمایلی به تکرار وقایع و آشوبهای سالهای 2011 و 2012 ندارند.
صرفنظر از انتخاب شدن هیلاری کلینتون یا ترامپ، از دید مسکو، در پایان این مبارزهی ویرانگر، رئیسجمهور جدید آمریکا، در میان جنجال و اتهامات فراوان انتخاب خواهد شد.
نتیجهگیری:
صرفنظر از دست داشتن روسیه در هک کمیتهی ملی حزب دموکرات یا مبرا بودن مسکو از این اتهام، ورود اختلافات ریشهدار دو کشور روسیه و آمریکا به عرصهی سایبری در آیندهای نزدیک، امری اجتنابناپذیر مینماید. چندی پیش، دید کرملین که در جریان مدیریت بحران اوکراین با تحریمهای اروپا و آمریکا مواجه شده بود، نسبت به آمریکا و متحدانش منفیتر از گذشته نیز شد.
در سالهای اخیر، مسئلهی تحریم بهعنوان راهبردی شاخص برای پیشبرد اهداف آمریکا، از سوی دموکراتها شناخته شده است. این در حالی است که جمهوری خواهان باوجود ادبیات تند و بیپروای خود، همواره تمایل کمتری نسبت به اعمال تحریم علیه کشورها داشتهاند. از همین رو، روسیه به انتخاب ترامپ بهعنوان نامزد جمهوری خواهان، تمایل بیشتری نشان میدهد.
از سوی دیگر کرملین که در طول تاریخ معاصر، یکی از قطبهای قدرت جهان، محسوب میشده است، در پی بازیابی اقتدار سابق خود، تلاش خود را برای توسعهی همهجانبه و تأثیرگذاری بر معادلات جهانی، دوچندان نموده است.
طبق پیشبینیهای تحلیل گران سیاسی و کارشناسان امنیت سایبری، جهان در آیندهای نزدیک، جنگ سرد جدیدی در حوزهی سایبری، در پیش دارد. جنگی که دامنهی گستردگی آن جهانی خواهد بود و درگیریهای حال حاضر را میتوان پیشلرزههای جنگ بزرگ در این عرصه دانست.
در صورت صحت اتهامات وارده به پوتین و دیگر مقامات کاخ کرملین مبنی بر دست داشتن در هک کمیتهی ملی حزب دموکرات؛ از نگاه روسیه این اقدام، عملی تلافیجویانه و واکنشی به دخالتهای آمریکا در سیاستهای داخلی روسیه و مسئلهی اوکراین است.
حال باید دید؛ اقدام بعدی دو طرف در این عرصه چه خواهد بود و تأثیرش بر معادلات جهانی چیست؟ تغییر معادلات قدرت در سطح فراملی و آغاز عصر جدیدی در تاریخ جنگهای جهان، پاسخی است که بهطورقطع میتوان به این پرسش داد.