یادداشتی بر فیلم سینمایی مرد ماه جوزا (Gemini Man)
بیست سال بایگانی
«مرد ماه جوزا-Gemini Man» از زمان نگارش اولیه فیلمنامه تا ساخت، یک مسیر بیست ساله را طی کرده است. در تمام این سالها کارگردانهایی همچون تونی اسکات و کورتیس هانسون قرار بود که این فیلم را بسازند و حتی برای بازیگر نقش اصلی هم هریسون فورد، مل گیبسون و شان کانری در مقاطع مختلفی انتخاب شده بودند. این سناریو، بیست سال خاک خورد و در نهایت کمپانی دیزنی حق ساخت این اثر سینمایی را به «اسکای دنس مدیا» فروخت. سهم کارگردانی «مرد ماه جوزا» به آنگ لی کارگردان چینی رسید و ویل اسمیت ایفاگر نقشهای اصلی فیلم «مرد ماه جوزا» شد. اسمیت در این فیلم، دو نقش میانسال و جوانی خود را بازی میکند. نقش جوانی او به کمک فناوری سی جی آی (Generated Imagery Computer) طراحی شده است.
اگرچه «ببر خیزان، اژدهای پنهان» با بیش از 40 جایزه سینمایی یکی از مشهورترین آثار آنگ لی است اما این کارگردان چینی درسال 2012 با ساخت فیلم «زندگی پای» و دریافت دومین جایزه اسکار خود، به شهرت دوچندانی بین آمریکاییها رسید. آثار آنگ لی بیش از آنکه متکی به صحنههای اکشن و حادثهای باشد، برآمده از پیچیدگیهای روابط انسانی است که از دل حوادث بیرون میآیند. یکی دیگر از ویژگیهای آثار او اقتباس از ادبیات است، مثلا «ببر خیزان، اژدهای پنهان» را بر اساس رمانی متعلق به اوایل قرن بیستم ساخته است یا داستان فیلم «زندگی پای» برگرفته از رمان یک نویسنده کانادایی است. نگاهی به تنوع آثار آنگ لی، نشان میدهد که از جمله فیلمسازانی است که از تجربه کردن موقعیتهای جدید هراسی ندارد و اتفاقا انتظار میرفت که با ساخت فیلم «مرد ماه جوزا» تجربه درخشان دیگری را رقم بزند.
داستان فیلم
داستان «مرد ماه جوزا» درباره مامور پا به سن گذاشته آژانس امنیت ملی آمریکا به نام هنری است. هنری پس از انجام آخرین مأموریت خود متوجه میشود که شخصی را که به قتل رسانده تروریست نبوده و بنا به دستورات مدیران بالا دستیاش، یک دانشمند زیستشناس را کشته است. تردیدهای هنری، نسبت به مجموعه امنیتی که در آن فعالیت میکند باعث کشمکشهایی میشود که مدیران بالایی را مجبور به اقدام، جهت حذف او میکند. اما در این میان هنری متوجه میشود کسی را که برای کشتن او گماشتهاند، یک نسخه کلون از خود او است. در واقع یک نسخه جوانتر و تکاملیافته از هنری که حتی میتواند تمامی حرکات و اهداف او را پیشبینی کند و قرار است جایگزین او در آینده شود. اصطلاح «کلون» به شاخهای از علوم زیستشناسی بازمیگردد و به موجوداتی گفته میشود که از نظر ژنتیکی مشابه یکدیگر هستند. در انتهای فیلم، هنری و کلون او به سرانجامی خوشایند از زیستن کنار هم میرسند.
ایدهای که پرورانده نشد
«مرد ماه جوزا» با وجود برخورداری از ایدهای جسورانه و همچنین قرار گرفتن نقش جوان و میانسال یک بازیگر مشهور سینمایی، در مجموع آن چیزی نیست که میشد از همکاری ویل اسمیت و آنگ لی انتظار داشت. شلختگی در پرداخت قصه، باعث شده است که تصویر درستی از انسان شبیه سازی شده پیش روی مخاطب قرار نگیرد و حتی از ایدههای مشابه در آثاری که به تقابل انسان و ماشین پرداختهاند نیز عقب ماندهتر باشد. مواجهه عاطفی که بین یک انسان و کلونش در این فیلم رخ میدهد، محدود به درگیریهای فیزیکی است که البته همین صحنههای اکشن هم تا حد زیادی اغراق شده و سطحی است. عدم هماهنگی بین ایده اصلی فیلمنامه و اجرای آن در کارگردانی باعث شده که ظرفیتهای قصه هدر برود و شخصیتهای فیلم هم پرداخت حساب شده و دقیقی نداشته باشند. شخصیت اصلی زن فیلم با بازی الیزابت وینستند که از ابتدا وارد قصه شده است، در نیمههای فیلم عملا هیچ کارکردی ندارد و بیشتر بار پیش برندگی قصه متوجه نقش هنری و نقش جوان شده اوست. این مسئله در مورد سایر کاراکترهای فیلم نیز صدق میکند و نقش مکملها، جایگاه مشخصی در طول فیلم ندارند. از جمله نکات «مرد ماه جوزا» که به مولفههای سیاسی این اثر باز میگردد، برآمده از پیش فرضی است که سرمایهگذاران فیلم از لزوم حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه دارند؛ اینکه کلونهایی از جنس قهرمان فیلم ساخته میشوند تا در کشور یمن حضور نظامی داشته باشند و از این طریق جلوی کشته شدن جوانهای آمریکایی گرفته شود.