یادداشتی بر فیلم سینمایی ارتقا – upgrade
درباره کارگردان
لی وَنِل، بازیگر، نویسنده و کارگردان 42 ساله استرالیایی است. دنبالکنندگان سینما، نقشآفرینیهای او را در آثاری چون: ماتریکس، بارگذاری مجدد، ارّه ۲، ۳، ۶، ارّه سه بعدی و مجازات مرگ به خاطر دارند. ونل پیشتر سابقه پر و پیمانی نیز در دستیاری جیمز وان داشته است. لی ونل نخستین تجربه کارگردانی خود را سال 2015 و در قسمت سوم سینمایی توطئه پشتسر گذاشت. «ارتقا – Upgrade» دومین تجربه کارگردانی اوست که به تهیهکنندگی جیسون بلوم و با بودجهای 5 میلیون دلاری تولید شده است. ارتقا چیزی در حدود 14 میلیون دلار در گیشه فروش داشت.
داستان فیلم
ارتقا ماجرای یک تکنسین خودرو به نام گرِی تریس «با نقش آفرینی لوگان مارشال گرین» است که به همراه همسرش هدف یک حمله تروریستی قرار میگیرند. در این حمله، همسرش کشته شده و گری به دلیل شدت جراحات وارده فلج میشود. ویلچر نشینی و فشار روحی حاصل از مرگ آشا، گری را که فردی فعال و عملگرا بود تا مرز خودکشی پیش میبرد.
یکی از دوستان گری به نام ارون «با نقش آفرینی هریسون گیلبرتسون»، در جریان عیادت از او، پیشنهاد نصب یک ویجت هوشمند را در شاهراه عصبی گری میدهد. این ویجت میتواند رابطی باشد میان اعصاب فعال و ناحیه عصبی از کارافتاده وی. عمل با موفقیت انجام شده و گری توانایی حرکت مییابد. اما این تنها خاصیت استم – نام ویجت یا به عبارت بهتر هوش مصنوعی قرار گرفته در بدن گری - نیست. استِم مانند یک مغز متفکر و همچون یک ندای درونی با گری صحبت کرده و توانایی متفاوتی بیش از یک انسان عادی برای او به همراه آورده است.
گری با کمک استم در مسیر انتقامگیری از قاتلین همسرش حرکت میکند. مظنونین یکی پس از دیگری از سر راه برداشته میشوند اما هنوز قاتل اصلی ناپیداست... .
سه پرده نامتوازن
اگر برای بررسی فیلم سینمایی ارتقا، یک خطکش ترسیم کنیم، از سه بخش کلی تشکیل خواهد شد. قسمت نخست که مربوط به سی دقیقه ابتدایی است، پاشنه آشیل فیلم است. این بخش تاحدی کسل کننده و بعضا بدون کارکرد است که میتواند بخشی از مخاطبین را در همان دقایق نخست از پیگیری فیلم منصرف کند. عدم شخصیتپردازی و ایستایی فیلم در این محدوده آزاردهنده شده است. اتفاقا همین بخش می توانست در صورت پرداخت بهتر به نقطه قوت فیلم بدل شود. ما یک مرد خلاق ایدهپرداز داریم به نام گری، یک شوهر کلاسیک که علاقه چندانی به تکنولوژیهای فوقپیشرفته دوره آخرالزمانی فیلم نشان نمیدهد؛ یک مکانیک قهار که در کارگاه خانگی خود مشغول طراحی خودروهای خاص است. در مقابل، همسر او آشا قرار دارد، یک زن مدرن که دقیقا چیزی در تضاد روحیات اوست و اتفاقا با وجود این تضاد، یک رابطه عاشقانه میان این دو برقرار است. متاسفانه نویسنده از این پتانسیل مناسب، هیچ استفادهای در فیلم نبرده و مسیر داستان به سمت دیگری سوق داده میشود.
ناحیه میانی خطکش بررسی فیلم سینمایی ارتقا، به پرده دوم اثر اختصاص دارد. یک اکشن تمام عیار که به خوبی از پس دکوپاژ و میزانسن نیز برآمده است. زد و خوردهای رزمی فیلم چیزی از اکشنهای آسیای شرقی کم ندارد. نمایش تقلای یک هوشمصنوعی در پیادهسازی فنون رزمی آنهم در کالبد یک انسان، تجربه لذت بخشی است که سکون پرده اول فیلم را به فراموشی میسپارد.
اما پرده سوم ارتقا، یک غافلگیری به اصطلاح دارک، برای تماشاگر کنار گذاشته است؛ جائیکه بیننده پس از 90 دقیقه همراهی گری، برای یافتن قاتل اصلی، درمییابد که همه نقشهها به خودم استم بر میگردد. هوشمصنوعی طغیان کردهای که با طراحی یک سناریوی شوم، کالبد گری را برای همیشه بودن، به گروگان گرفته است.
شگفتانه ارتقا جائی کامل میشود که میبینیم، خودآگاهی گری توسط استم فریب داده میشود. گری از حالا به بعد در خیالات ذهنی خود با آشا یک زندگی عاشقانه را ادامه خواهد داد و جسم او در واقعیت، در اسارت استم خواهد بود. اگر بسیاری از خرده پیرنگهایی که در ارتقا دیدیم را به «پلیس آهنی» و «تقاص» نسبت بدهیم و از حفرههای بیشمار سناریو در ارتقا سخن به میان آوریم، همین پایان غافلگیر کننده و احتمالا ادامه دار، کافی است که تماشای یکباره فیلم ارتقا را به ندیدن آن ترجیح بدهیم. اینجا نقطه پایان خطکش است... .