نگاهی به فیلم سینمایی آرشیو(ARCHIVE)
فلسفه ذهن روباتیک!
تعریف یک "فلسفه" از پیچیدهترین حوزههای کاری متفکرین است؛ در این میان، آنچه در حوزه «فلسفه ذهن» طبقهبندی و تعریف شود، ضریب پیچیدگی فزایندهای نیز خواهد یافت. خودآگاهی، آگاهی، ضمیر ناخودآگاه، خواب، رویا، حسادت، ترس و ... از جمله مفاهیم پیچیده و ترسناکی است که معمولا هر اندیشمند از ظن خود به یاری آن میشتابد؛ یک رواشناس، یک روانپزشک، یک عصبشناس، یک فیلسوف یا یک متخصص هوشمصنوعی؟! کدامشان حقیقت را میگویند؟ بهراستی، آگاهی و درک در کدام نقطه از مغز ما اتفاق میافتد؟! کدام فرایند بیوشیمی، ما را به خواب فرو میبرد و کدام نورونها ما را به حسادت تحریک میکنند؟
حالا اگر قرار باشد این مفاهیم روی صفر و یکها و در ابعاد یک هوشمصنوعی بازطراحی شوند، کدام ترانزیستور روی کدام کیت و با چه الگوریتمی، خروجی "خودآگاهانه" برای یک روبات رقم خواهد زد؟ آیا بشر آخرالزمان به آن دست خواهدیافت؟!
درباره کارگردان
رَد آقای «گوین راثری» بریتانیایی را به جز طراحی کاراکتر در بازیهای ویدئویی، در فیلم سینمایی moon(2009) نیز میتوان گرفت؛ او عضو گروه دپارتمان هنری فیلم بود. این انگلیسی بلند پرواز، سال 2020میلادی با نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی «آرشیو-Archive»، به عنوان محصول مشترک سه کشور انگلیس، مجارستان و امریکا خود را وارد چالش بزرگی کرده است. رونا میترا، تئو جیمز، توبی جونز، استیسی مارتین و پیتر فردیناندو به عنوان هنرپیشه، گوین راثری را همراهی کردهاند.
داستان فیلم
ظاهرا سال 2038 میلادی است و جورج آلمر به عنوان یک متخصص هوشمصنوعی، روی طراحی و ساخت نسل پیشرفتهای از روباتهای انساننما کار میکند. او در منطقهای خالی از سکنه و کاملا بکر در کوهستانهای ژاپن به سرمیبرد. تحقیقات جورج خوب پیش رفته و دو نمونه اولیه از روباتهای ساخت او به اسامی جی1 و جی2 مسیر ساخت نسخه نهایی یعنی جی3 را هموار کردهاند. جی1 روباتی است کاملا اولیه با ابعادی بزرگ و فاقد قدرت تکلم که از هوشی در حد یک دختر 6ساله برخوردار است. خواهر بزرگتر او یعنی جی2 به عنوان نسخه پیشرفتهتر از توانایی تکلم و حرکت روی دوپا برخوردار است. توانایی ذهنی جی2 در حد یک انسان 16ساله است. جی2 میتواند خواب ببیند، به خواهر کوچکش محبت کند، حسادت کند و حتی دست به خودکشی بزند. اما نسل سوم از روباتهای کارگاه جورج آلمر کاملا بالغ و انساننما طراحی شده است. شرکتی که جورج را برای تحقیقات به این منطقه اعزام کرده، تنها از وجود جی1 اطلاع دارد و جورج بنا به دلایلی دو نسخه دیگر را از دید آنها پنهان کرده است. اما پنهانکاری جورج دوام نمیآورد و ... .
سنگ بزرگ!
میگویند "سنگ بزرگ علامت نزدن است!" و گوین راثری و آنچه در فیلم سینمایی «آرشیو-Archive» مقابل دیدگان ما میگذارد همان سنگ بزرگ است. بیست دقیقه ابتدایی فیلم، آنچنان خوب شروع میشود و آنچنان شما را مشتاق میکند که میپندارید نولان دیگری پای به عرصه وجود گذاشته است. فیلم در سکانسهای آغازین به شدت روی مساله «خواب» روبات جی2 مانور میدهد. آیا قرار است بُعد دیگری از اینسپشن نولان به روی ما گشوده شود؟ آیا قرار است رویاپردازی یک روبات یا به عبارت بهتر «فلسفه ذهن» روباتیک را دنبال کنیم؟ پاسخ منفی است، این تنها یک سنگ است! علامت نزدن!
فیلم به میانههای خود رسیده است و ما از حسادت روباتیک جی2 نسبت به جی3 میبینیم. خدایا! باز هم یک سنگ بزرگ دیگر! علامت نزدن! متاسفانه مفهوم «حسادت» و ترس از فنا در فیلم سینمایی «آرشیو» فقط در شمایل خودکشی روبات جی2 خلاصه میشود و این یعنی سنگ سوم؛ سنگ سومی که باز هم زده نشد! این «پوچگرایی» روباتیک، سنگ سوم گوین راثری بود که هدر رفت!
نگارنده معتقد است از افراد اصطلاحا "عشق فیلم"، کارگردان خوب زاده نخواهد شد! و گوین راثری یک "عشق فیلم" است! او عاشق «بلیدرانر»ها «شبح درون پوسته» و تا حدودی «ایکس ماشینا» است. فیلم در سکانس ملاقات با مامور امنیتی، با الایدیهای سه بعدی و با زنان خدمتکار چشم بادامی به «بلیدرانر» و «شبح درون پوسته» ادای احترام میکند. همچنین کارگردان با بکرگرایی طبیعت محوری که در اطراف مختصات محل تحقیقات جورج آلمر اعمال کرده، نسخه برفگیر و زمستانهای از آنچه در اطراف کارگاه نیتن در «ایکس ماشینا» دیده بودیم را پیش رویمان میگذارد. اینها نوستالژیهای کارگردان است!
گوین راثری به عنوان نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «آرشیو» یک اشتباه بزرگ را با اشتباهی بزرگتر خاتمه میدهد. اشتباه بزرگتر او، آن به اصطلاح رکبی است که در انتهای فیلم میزند و قصد دارد بیننده را در این خلسه فلسفی رها کند که «به راستی جورج آلمر کشته شده است یا همسرش جولز؟». او دوست دارد بیننده به این بیندیشد که آنچه در این 109دقیقه مشاهده کرده، آرشیو پس از مرگ جورج آلمر بوده است یا همسرش؟ یا اساسا همه اینها توطئه جی2 بوده است؟!
واقعیت این است که فیلم سینمایی-ویدئویی «آرشیو» آنچنان در پرداخت فیلمنامه و دستهبندی اطلاعات تزریقی ضعیف عمل کرده است که شما متریال لازم برای نتیجهگیری در انتهای فیلم را ندارید. این پایانبندی، تنها یک راه فرار برای گوین راثری است تا «آرشیو» بیمحتوا و خامش را با ژستی شبههوشمندانه به پایان برساند. «آرشیو» یک فیلم ضعیف است، که قصد داشته با ارائه چند پلان خوب و چند دیالوگ سنگین، فیلم خوبی باشد. «آرشیو» فقط ادای یک فیلم خوب است، همین!