نگاهی به انیمیشن سینمایی شکلکها(THE EMOJI MOVIE)
ایموجیها قدرتمند میشوند!
برخی از کارشناسان معتقدند ظهور قدرتمند گوشیهای هوشمند در چند سال اخیر باعث شده است پای ایموجیها (شکلکها) به فرهنگ زبانی مردم گشوده شود. شکلکهایی که متعلق به فرهنگ ژاپنی هستند و در زبان آنها به معنای خط تصویری است؛ به مرور زمان ایموجیها آنقدر مهم شدند که در تقویم سال 2018، روز 18 جولای را به نام روز جهانی ایموجی نامگذاری کردند. گفته میشود یک ژاپنی به نام «شیگه تاکا کوریتا»، اولین ایموجی را سال 1999 ساخت تا ارتباطات الکترونیک سادهتر شود؛ ده سال بعد، این شکلکها در سیستم ایمیل پدیدار شدند و به سرعت مورد استقبال کاربران فضای مجازی قرار گرفتند. با شدت گرفتن گپهای اینترنتی در نرمافزارهایی مثل تلگرام و واتسآپ بود که ایموجیها به محبوبهای پرکاربرد دنیای مجازی بدل شدند. براساس آماری که سال 2015 در سایت eMarketer منتشر شد، روزانه بیش از ۶ میلیارد ایموجی توسط 90 درصد جمعیت آنلاین جهان ارسال میشود. ورود این ایموجیها به دنیای تعاملات و مکالمات امروزی، باعث بروز بحث و نظرات متفاوتی میان زبانشناسان شده است. مهمترین دلیلی که برای ظهور این شکلکهای محبوب مطرح میشود مربوط به بافت زبانی دنیای دیجیتال است. متن دیجیتال به نسبت تعاملات شفاهی و حتی نسخههای دستنویس، خشک و بیروح است و اتفاقا همینجاست که ایموجیها مفید واقع میشوند. ایموجی در پیام متنی، نشانههای عاطفی را در اختیار مخاطبش قرار میدهد و به او کمک میکند که معنای واقعی کلمات به درستی تفسیر شوند.
انیمیشن سینمایی «ایموجی-The Emoji Movie» در سالهایی ساخته و اکران شده است که شکلکها در نقطه اوج محبوبیتشان بین کاربران فضای مجازی بودند. تابستان سال 2015 سونی پیکچرز انیمیشن در یک جنگ رسانهای با برادران وارنر و پارامونت پیکچرز توانست پروژه ساخت این انیمیشن را به دست گیرد. ایده بکر فیلم باعث رونق گیشه شد ولی هیچگاه نتوانست نظر منتقدان را جلب کند. منتقدان این فیلم را در مقایسه با آثار مشابهی همچون «رالف خرابکار»، «درون و بیرون» و «فیلم لگو» ضعیفتر دانستند. شدت نقدها به فیلم تا حدی بود که در سیوهشتمین دوره جوایز تمشک طلایی، تندیس بدترین فیلم، بدترین کارگردان، بدترین زوج سینمایی، بدترین فیلمنامه توسط ایموجی درو شد!
درباره کارگردان
تونی لئوندیس کارگردان 48ساله آمریکایی- یونانی است. او فعالیت حرفهای خود در حوزه سینمای انیمیشن را در کنار تیم تولید و طراحی داستان انیمیشنهایی همچون «شیرشاه2: پادشاهی سیمبا» و «شاهزاده مصر» آغاز کرد. وی بعدها به «دیزنی تون استودیوز» پیوست و اولین کارگردانی خود را سال 2005 برای فیلم «لیلو و استیچ۲: مشکل استیچ» انجام داد.
داستان فیلم
تکستوپولیس نام شهری در یک گوشی موبایل است و محل زندگی ایموجیها. ایموجی «خبکهچی!» یکی از ساکنان این شهر خیالی است که در انتقال حس بیتفاوتیاش دچار اختلال شده است. او در مواجهه با اتفاقات نه تنها بیتفاوت نیست بلکه میل به شادی، گریه، شگفتزدگی و کلی احساسات دیگر درون خود احساس میکند. ایموجیها و شهر تکستوپولیس داخل موبایل پسر نوجوانی هستند که در تعامل با دختر مورد علاقهاش گرفتار مشکل بیانی است. ایموجی «خبکهچی» که باعث به هم خوردن رابطه عاطفی پسر نوجوان شده است، تلاش میکند تا اشتباهش را اصلاح کند و ... .
شخصیتهای خیالی و فیلمهایی که باید به انتظار نشست!
کاربران فضای مجازی پیشفرضهایی از شکلکهای رایج دنیای مجازی دارند و فیلمساز با تکیه بر همین ظرفیت، میتوانست نیمی از مسیر قصهگویی را طی کند؛ اما انیمیشن سینمایی «ایموجی» آنچنان که باید از ظرفیت قصهپردازی این شکلکهای محبوب بهرهای نبرده است. فیلمساز بیش از آنکه بخواهد سراغ یک روایت نو با تکیه بر ارتباطات موبایلی کاربران فضای مجازی برود، با تقلید از انیمیشنهایی همچون «داستان اسباببازی»، «فیلم لگو» و «رالف خرابکار» پیش رفته است؛ شاید پرداخت سطحی شخصیتها از عوارض همین تقلید ناشیانه باشد. باوجود ضعفهای ساختاری متعدد در فیلمنامه، «ایموجی» تبدیل به اثری دوپاره شده است. با این حال اما جانبخشی به ایموجیها برای مخاطبان از جذابیت مناسبی بهرهمند بوده و در موفقیت گیشهای فیلم تاثیرگذار بوده است.
ابزارهای متصل به فضای سایبری در دنیای امروز، تبدیل به عناصر شخصیتمندی شدهاند که هر کدام میتوانند در قصههای جداگانه بارها و بارها بازسازی شوند. کاربران دنیای مجازی بخشی از فضای بزرگ سایبر هستند و تعامل آنها با شخصیتهای این حوزه به خودی خود عنصر دلچسبی برای قصهگویی است. در سالهای اخیر نیز موارد سینمایی بسیاری بودهاند که کاراکتر آنها از بازیهای کامپیوتری الهام گرفته شده بودند. با این وصف در سالهای آتی نیز شاهد آثاری خواهیم بود که با نگاهی بدیع، سراغ ایموجیها بروند. سیر و سیاحت فیلمسازان جهانی در دنیای مجازی، تازه شروع شده است و این قصه ادامه دارد.