لزوم در دستور قرار گرفتن "سوتزنی" برای "جرائم اخلاقی در فضای مجازی"
به گزارش کارگروه بین الملل سایبربان ؛ فضای مجازی کاربردهای متفاوتی در زندگی روزمره جوامع بشری دارد از بسط علم تا انتقال تجربیات مفید تا معرفی کسبوکار و کسب درآمد مشروع و همچنین، بیان عقاید و نظرات قانونی در حول موضوعات مبتلابه جامعه.
بااینحال برخی تنها به جنبه فان قضیه نگاه میکنند و فضای مجازی را بستری برای پر کردن اوقات فراغت خود میشناسند که البته قابل نقد نیست و اتفاقاً محیطی فراهم میسازد تا از ویژگیهای آن برای انتقال اطلاعات و آگاهی بهترین بهره را برد؛ اینها جنبه مثبت فعالیت شبکههای اجتماعی مبتنی بر بستر وب و فضای مجازی هستند.
اما گاهی چالشهایی از سوی برخی کاربران در فضای مجازی بهویژه در اینستاگرام باب میشود که خواسته یا ناخواسته، نهاد خانواده را نشانه رفته است و حتی جامعه را به سمت آنارشی و هرجومرج اجتماعی هدایت میکند؛ در برخی از این چالشهایی که باید با پسوند مستهجن و مبتذل از آنها یادکرد و این روزها فضای مجازی را مشغول به خودکرده است، در اقدامی بیاخلاق و زشت و کریه، "فرهنگ عریانی" تبلیغ میشود و حریم خصوصی زیر سؤال میرود.
این چالش بهقدری تهوعآور است که حتی حرفهایترین کاربران فضای مجازی و جمعی از سلبریتیهای اینستاگرامی و مدیران کانالهای تلگرامی هم به آن واکنش منفی نشان دادهاند و خواستار پایانبخشیدن به آن شدهاند.
با توجه به وضعیت منزجرکننده کنونی فضای مجازی، به نظر میرسد در کنار شخصیتهای حقیقی و حقوقی فرهنگی که باید تدبیری برای پایان بخشیدن به ناهنجاریهای شبکههای اجتماعی بیندیشند، دستگاه قضایی هم بتواند در خصوص پیشگیری و حتی پیگیری قضایی وقوع جرمهای اینچنینی اقدامی انجام دهد.
همین یکی دو سال قبل بود که در میانه دعواهای سیاسی برای فیلتر شدن یا نشدن شبکههای اجتماعی همچون اینستاگرام، دادسرای ارشاد طرح رصد فضای مجازی را برای مانعت از رواج بیعفتی اجرا کرد و تا حدودی هم موفق بود؛ در این طرح که حجابزدایی و کشف حجاب موردنظر بود، از مردم خواسته شد تا تصاویر مربوط به این اقدامات هنجارشکنانه را به دادسرا معرفی کنند؛ دادسرا با استفاده از همین مستندات مردمی، پرونده قضایی برای هنجارشکنان تشکیل میشد و آنان را تحت پیگرد قرار میداد.
برخورد قضایی باکسانی که با چالشها و فعالیتهای خود، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را به چالش میکشیدند تا مقابل فرهنگ عریان پرست غربی بهزانو درآورد، به ابزار کنترلی قوی تبدیل شد تا حواسها بیشتر جمع شود و حداقل در داخل کشور نتواند بیعفتی و عریانپرستی را تبلیغ و ترویج کند.
این طرح تا آنجا موفق عمل کرد که سلبریتیهای اینستاگرامی حد و حدود خود را شناختند و از ترویج فرهنگ عریانگرایی دست کشیدند و کار به آنجا کشید که دایههای مهربانتر از مادر هم در مقام دفاع برنیامدند و در حقیقت فضای مجازی تا حدودی از آلودگیهای ناشی از بیعفتی پالایش شد.
برای درک نتایج احتمالی احیای رصد فضای مجازی توسط دادسرای ارشاد، آمار سال گذشته پلیس امنیت تهران را یادآور میشویم؛ سال گذشته در همین ایام اعلام شد: "با اجرای طرح ناظر یک شاهد کاهش 60 درصدی کشف حجاب داخل خودرو بودیم."
طرح "ناظر یک" ابتدای پارسال توسط پلیس امنیت عمومی ناجا طراحی و اجرایی شد و در آن تمام دستگاهها، اقشار مختلف مردم و بسیج شرکت کردند و افرادی که در خودروی خود کشف حجاب میکردند را به پلیس معرفی میکردند؛ پلیس در ابتدا برای این افراد بهصورت پیامکی تذکر میدهد و در مراحل بعد احضار، اخذ تعهد و ارشاد انجام میشود و درنهایت تعداد اندکی که هنوز ارشاد برای آنها تأثیرگذار نبوده و البته انگشتشمار هستند به مراجع قضایی معرفی میشوند.
در پایان این نکته را باید مورد تأکید قرارداد که حالا که چالشهای لاقید و منافی عفت عمومی در فضای مجازی بهویژه در اینستاگرام باب شده و در آن اخلاق و نیز سلامت روانی و جنسی جوانان و نوجوانان به چالش کشیده میشود و در دورهای که فیلتر شدن این شبکههای اجتماعی به صلاح دانسته نشده است! آیا زمان احیای طرح رصد فضای مجازی نرسیده است؟ برای این کار میتوان به گزارشهای مردمی استناد کرد؛ کاری که در قالب "سوتزنی" موردتوجه دستگاه قضا قرارگرفته و بسیاری از فسادهای ریز و درشت در آن کشفشده است.
و اینکه دستگاه قضا باید بداند تأخیر بیشتر در این زمینه فروپاشی بیشتر نهاد خانواده و حریمهای اخلاقی جامعه را در پی خواهد داشت.